۲۵
۱۴ اسفند ۱۳۹۰
شب قبل خواب یه جور برنامه بریزید که نیم ساعت مال خودتون باشه. اگر امکانش رو دارید شمع/عود روشن کنید. موسیقی ملایمی بگذارید که مخصوص مدیتیشن یا یوگاست که فقط بهتون ارامش بده نه خاطرات عشق و عاشقی رو براتون زنده کنه. مبایل و تلفن اف بشه و دور از دسترس. محیط اروم باشه. دراز بکشید تو جای خوابتون. کف دستهاتون رو رو به آسمون کنار بدنتون قرار بدید. پاهاتون رو کمی باز کنید و هر پا رو کمی به سمت چپ و راست متمایل کنید.
از پایین شروع کنید. از انگشتان پاتون. بگید انگشتان پا رها، آرام. کف پا رها، ارام. حس کنید که بدنتون رها میشه و سبک. همه اعضای بیرونی رو بگید. یواش یواش بیاید بالا چشم و لب و ابرو و سر همه رو بگید. ( اگر خوابتون نبرده باشه تا این زمان، چون من خودم که در برابر خواب بسیار مقاومم تو این حالت رها کردنه خوابم میبره معمولا) وقتی بدنتون ریلکس شد.
تنها کاری که میکنید اینه که تو سکوت به صدای نفسهاتون گوش بدید. همین. نمیخواد تصویر سازی کنید چون همه نمیتونن. فقط با ارامش به صدای نفسهاتون گوش بدید. این باعث میشه به چیزی فکر نکنید.
اون شب خواب خوبی خواهید داشت و فردا صبحش بسیار احساس سبکی و شادابی میکنید.
فعلا
۵۴ نظر
تماس با گیلاس خانومی
خوراک گیلاسی!
دوستان گیلاسی
بایگانی
- می 2012 (10)
- آوریل 2012 (13)
- مارس 2012 (13)
- فوریه 2012 (13)
- ژانویه 2012 (19)
- دسامبر 2011 (17)
- نوامبر 2011 (22)
- اکتبر 2011 (24)
- سپتامبر 2011 (31)
- آگوست 2011 (20)
- جولای 2011 (20)
- ژوئن 2011 (24)
- می 2011 (25)
- آوریل 2011 (17)
- مارس 2011 (21)
- فوریه 2011 (22)
- ژانویه 2011 (26)
- دسامبر 2010 (23)
- نوامبر 2010 (25)
- اکتبر 2010 (26)
- سپتامبر 2010 (29)
- آگوست 2010 (31)
- جولای 2010 (22)
- ژوئن 2010 (17)
- می 2010 (27)
- آوریل 2010 (28)
- مارس 2010 (32)
- فوریه 2010 (29)
- ژانویه 2010 (28)
- دسامبر 2009 (31)
- نوامبر 2009 (24)
- اکتبر 2009 (28)
- سپتامبر 2009 (30)
- آگوست 2009 (37)
- جولای 2009 (23)
- ژوئن 2009 (28)
- می 2009 (21)
- آوریل 2009 (13)
- مارس 2009 (4)
- ژانویه 2009 (13)
- دسامبر 2008 (9)
- نوامبر 2008 (13)
- اکتبر 2008 (2)
آخرین دیدگاهها
- یادداشت های یک نیمه مطلقه در زاری نکن ای دل، ای دل ای دل ای دل
- sana در زاری نکن ای دل، ای دل ای دل ای دل
- مارال در زاری نکن ای دل، ای دل ای دل ای دل
- یه دهه هفتادی در زاری نکن ای دل، ای دل ای دل ای دل
- کیانا در زاری نکن ای دل، ای دل ای دل ای دل
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| Oct » | ||||||
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 | ||||||

منم خیلی زود تو ریلکسیشن خوابم میبره
کلاس یوگا همیشه آخرش ۲ ۳ دقیقه خواب میرفتم اونم چه خوابی :دی
یادمه اون موقع ها که یوگا می رفتم موقع این تمرینات پایان جلسه خیلی ها خوابشون می برد.
مرسی گیلاسی
مرسییییییی
امشب حتما این کارو می کنم
ممنون گیلاسی
یادتون باشه که یوگا ابزاری است برای مراقبه و مدیتیشین، یوگا را هدف خود در نظر نگیرید. این تکنیک توجه به تنفس، تکنیک کاملا موثری برای مراقبه کردن است. در حالت پیشرفته، از تکنیک ویپاسانا میتوانید استفاده کنید که بهتون پیشنهاد میکنم حتما تجربه کنید. در ادامه برای مراحل بعدی، به شرطی که جریان انرژی را در بدنتان تجربه کردید، انوقت بهتون کتابی رو پیشنهاد میکنم که میتواند زندگی معنوی شما را متحول کند. برای ادامه حتما کتابهای مرتبط با گرجیف را مطالعه کنید.
خیلی جالب بود . مرسی .
تجربه اش و تو کلاس یوگا داشتم خیلی عالیه
دقیقا کاری که من اخیراً میکنم… مثلا میرم تو یوتیوب یه ویدئوی مثل مدیتیشن گاید پیدا میکنم هم موسیقی و هم صحبت که پله پله آدم رو آروم تر میکنه,چشمم رو میبندم و گوش میدم, واقعا قبل از خواب عالیه
گیلی اپت رو خوندم رفتم پتو انداختم روم تا گفتم انگشتهای پا رها آروم خوابم برد !
نفهمیدم تهش چی شد
دیروز که پستتون در مورد بچه های ترمه بود، من دیشب همش خوابشون رو دیدم. یکی سعی داشت بده شون به من، منم هی می ترسیدم از پنجه هاشون!
خلاصه کل خواب در این مقال نمی گنجد! اما جالب بود بسی
دیگه مِن بعد سعی میکنم شیطونی نکنم و مث فرزند انسان آروم یه جا بشینم (:
اینکار رو طی بازه زمانی انجام دادی یا به تعداد انگشتان دست(منظور معدوده) یا…؟ چون من با برنامه خوابم خیلی خیلی مشکل دارم، خوابم سر ساعت معینی نیست و بین ۱۰ تا ۱۲ هست اگر فورث ماژوری نباشه و گرنه بعضی اوقات تا ۳ صبح هم درگیریم. وقتی هم که سر بر بالین میذاریم از کارای فردا و شمارش ثواب های امروز بگیر تا نمیدونم عروسی دختر داییه که تابستونه و کشیدگی عضلات پسره امروز سر تمرین دو همش میآد تو جمجمم. خیلی عذاب میکشم. اینایی که گفتی رو امشب پیاده میکنم ببینم جواب میده یا نه. اگر بده خدا کنه بشه ازش تو دراز مدت استفاده کرد. مثلا تکراری نشه یا بدنمون مقاوم نشه در برابرش.
حقیقتش من دیشب قبل خواب انجام دادم یعنی هر چی وسیله صوتی و تصویری داشتم و از پریز کندم و کف دستا باز و انگشتان پا، رها و الی آخر.
اما نتایجش:
اولش شروع کردم به گفتن (حدود ۱ دقیقه بعد)حس کردم یه چیزی داخل پام داره مور مور میشه. (یدفعه گفتم نکنه میدومی چیزی باشم اخر شبی چهار تا جن و پری هم زیارت کنیم) کم کم که میومدم بالا همون حسم صعود میکرد(حالا این چیه؟ یعنی شخص دیگه ی هم همچین حسی داشته؟) تا کمر که رسیدم دقیقا نمیتونستم پاهام رو تکون بدم! (گفتم شاید خواب رفته باشن) تا سینه که اومدم حس کردم رو قفسه سینم داره فشار میآد. دیگه جلوتر نرفتم و یه چرخ زدم و خْررررر- پْففففف! خوابم خیلی سنگین بود. یه خوابای عجیبی هم دیدیم. اما بهترین قسمتش اینجا بود که صبح ساعت ۷:۴۵ بلند شدم یه آن نگاه کردم به پرده های اتاق دیدم نور خورشید یه حالتیه مثل ۱۱-۱۲ ظهر! سریع مث فنر از جا در رفتم سمت گوشیم و دیدم نه! ساعت هنوز ربع مونده به ۸ته! اگر امشب بازم همین تکنیک جواب داد که دیگه باید ایمان بیارم. ممنون/
مرسی! شب دوم هم عالی بود. اون احساس مور مور هم کاملا مشهود و واضح بود(خصوصا رو پا) که سر منشاءش همین کاره. زین پس مرجع تقلید بنده شمایید.
من قبلااین تمرین ریلکسیشن رو انجام میدام خیلی به من کمک میکرد اما الان یه مدتیه تنبلی میکنم و انجام نمیدم:( ولی واقعا تاثیر مثبت داره
چشم سعی میکنم.
فقط به جای موسیقی ملایم، میشه از خرو پف هم خونه ای استفاده کرد؟
باید امتحان کنم!
لخت بودن رو هم اضافه کنین . جدی میگم .
من واسه خوابیدن نیاز به مدیتیشن ندارم خدا رو شکر… فقط به کمبود درس احتیاج دارم!!! یعنی پدرم دراومده الان یه هفته س یکسره دارم ترجمه می کنم
( حالم داره از کامپیوتر به هم می خوره!!! ببین الان ساعت چنده! تا همین الان داشتم ترجمه ی همکلاسیامو چک می کردم
( اونم با این استاد بی خرد از خودراضی که اندازه ی فنچ جاپونی هم انگلیسی حالیش نی
(
* اومدم یه سر بهت بزنم یهو غمم زد بالا! گفتم چارتا گوله اشک بریزم
واقعا؟ چقدر خوب . حتما امتحان می کنم .
تولدت مبارک گیلاسی یه سالی هست من نمی تونم بیام تووبت
نمیدونم چرا این روشها برا من جواب نمیده، چندین بار سعی کردم ولی همه ش حواسم اینور اونور پرت میشه!!!
چقدر خووووووووووبه… ولی من یه پسر ۲سال و نیمه دارم که معمولا وسط مدیتیشن یه رعد و برقه! اصلا تمرکز می تونم داشته باشم برای همین همیشه خسته ام!
منم تو کلاس یوگا تجربه اش رو داشتم
ولی شب اگه بخوام اینکار رو بکنم احتمالا در اوج آرامش و ریلکسی یه دفعه آوا میپره رو شکمم و دیگه خیلی ریلکس میشم!!
تا ما نخوابیم که نمیخوابه!!
دیشب که اولین بار این کارو انجام دادم به جای کابوس، ۳ تا خواب خوب دیدم. البته یکیش هم خواب خودت بود! یه کتاب فوق العاده قطور با جلد آبی رنگ دستت بود و توضیح میدادی که رمان بعدیت هست و قراره منتشر بشه. ممنون D:
دقیقا همینطوره.من تنها چیزی که از یک دوره کوتاه مدت یوگا یاد گرفتم و واقعا برام مفید بود همین ریلکسیشن بود.البته فقط به درد قبل از خواب نمی خوره بین روز هم هر وقت که احساس خستگی روحی و تنش داشتید اگه جایی پیدا کردید که بتونید دراز بکشید و این آرمیدگی را انجام بدید که خوش به حالتون و گرنه به حالت لمیده روی صندلی هم میشه انجام داد.جواب میده.I promise!
من که با خوندنش هم خوابم گرفت ..شب و عود و ریلکسیشن هم که باشه دیگه رسمن میرم تو کما
والا وقتی من میرسم خونه از خستگی فراوان بدون نیاز به این کارا خوابم میبره تا خود صبح یعنی بیهوش میشم تا صبح.
واقعا موثره؟؟
تو ترکیبی از سه تا آدم مورد علاقه منی!هر وقت یکیشون رو می بینم یاد تو میوفتم و بالعکس!
جنیفر لوپز-گوگوش-هدیه تهرانی!
جنیفر برام سمبل انرژی و هیجانه!تلاش و شیطونی و جسارت !و تو هم همینجوری!
گوگوش آخر زنانگی و ناز و عشوه و ملوسی!و تو هم همینی!
هدیه سمبل استقامت و مبارزه!محکم بودن و قوی بودن!تعقل!درست مثل تو!
——————-
هه هه!!
خوشت اومد؟ مچکرم
رفتی کامنت وبلاگ ویولت رو دزدیدی اینجا پیست کردی مثلاً سرکار گذاشتی الان؟! یا با نمک؟! تا چه حد کودک آخه؟!
عزیز من حرمت کودک را با نسبت دادن به اینا خراب نکن
چه بی ادب…. طرف خواسته تعریف بکنه ازت…لزوما باید جمله خودشو میذاشت!!!
ماری کوری و ورجینیا وولف هم اضافه کن هه هه!!
خیلی خوبه و امیدوار بودم منم بتونم، اما مثل اینکه افکارم اینقدر مغشوش هست که نمی تونم ریلکس کنم:(
این کار به نظرم در موقع خواب شبانه برای کسی که هدف خواصی نداره بدرد نمی خوره چون باعث میشه که به همون حالت تا صبح در خواب بسر ببره و این باعث میشه وقتی صبح پا میشه احساس کرخی و بی حالی در دست و پا هاش بکنه طوری که بزور بلند شه. چون این کار به نوعی باعث خود هیپنوتیزمی میشه هیپنوتیزمی که ناقص مونده و بیداری ارادی نداشته . چون بعد از هر بار هیپنوتیزم باید بیدار شد . تکرار مرتب اینکار حتی باعث میشه شبها احساس کنی روحت داره از بدنت جدا میشه و پرواز میکنه که باعث ترس و وحشت میشه. ( ترس از مردن) یا ممکنه از خواب پاشی و بری بیرون ناگهان برگردی ببینی جسمت تو رختخواب افتاده و سراسیمه از خواب پا شی. یا حتی با ماورا طبیعت سفر کنی و چیزهای عجیب غریب ببینی . من یه مدت اینکارو میکردم البته تا مراحل بسیار عمیق اما حتی وقتی اینکار را انجام نمیدادم در خواب به صورت اتوماتیک دچار برون افکنی می شدم که دیگه ولش کردم و کم کم از این حالت رها شدم .
—————
خواهشن در مورد چیزی که فقط فکر میکنی اینطوری اطلاعات نده!!!!!
مگه تونل وحشته؟ خدا کنه اینجوری باشه… من سرم درد میکنه واسه این سناریوهای هورور و دلهره آور (: حالا ما که شروعش کردیم یه ۱ ماه دیگه همین جا اگر به این موارد برخورد کردم اعلام میکنم که دوستان استفاده نکنند.
گیلاس جان ایشون درست میگنا.این خودهیپنوتیزمیه.نمیگم بده…ولی خواب طبیعی نیست.البته در مورد قسمتهای پرواز و ترس و ایناش تجربه ندارم.ولی با هیپنوتیزم آشنایی کامل دارم.
خیلی باحال بود جدا ..فیلمای تخیلی زیاد میبینی؟
ای ول با حال بود
چاب کتاب والا به این راحتی ام نیست عزیزم
————-
پس من چیکار کردم؟
گیلاس خانم تکلیف خودتونو مشخص کنید با خواننده ها همه غکر میکنن اون عکس خود شما نبودید ..میگن هر دفه یه عکس بنده خدایی رو میذارید .. نکنه این سایت کپی گیلاس اصلی باشه ما اینجا ول معطل باشیم؟
salam gilas khanumi
man ye khanandeye khamusham va shayad az avvalinhaye khamushe to basham
emruz ye matlabi tuye net didam ke vaghan geryam gereft
dar morede ye malul
khodam weblog ya site nadaram(harchand dashtam ham porbazdid nemibud va be darde in kar nemikhord)
vase komak behesh yade in oftadam ke kia kheili marufan tuye net yade to va violet oftadam
linkesh ro mizaram, age tunesti linkesho tuye yeki az postat bezar tu peynevesht ya …
kare kheiriye
mamnunam
http://salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=34637&cat=12
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1452697
—————
دوست عزیز لینکش رو میگذارم همینجا بمونه. نمیتونم بگذارم توی سایت. خودمم نتونستن ببینم ولی ممنون که به فکری و انشااله که دوستان کمک کنند
سلام خیلی دوس داشتم…
راستی یه خواهش دارم ازتون
می خواستم اگه میشه یه نگاه به وبم بندازین و اگر دوس داشتین منو لینک کنین
می دونم شما به مخاطب های انگشت شمار من نیازی نیست ولی واسه یکی مث من که تازه شروع به نوشتن کرده و نیاز به نقد داره یه فرصت حساب میشه…
به هر حال ممنونم.
باشه خانوم گل
در همین حد هم بد نیست ممنون
ایول بازم ازین پستا بذار حتما
من تقریبا هر شب این کارو میکنم
اکه بتونید در مقابل خواب مقاومت کنید (و البته تمرکز درست داشته باشید) میتونید بخشی از وجودتون رو بصورت ادراکی به حرکت در بیارید
مثلا به چین سفر کنید در حالی که جسمتون توی تخت دراز کشیده!
مگه اون توله ها می گذارن تو تمام ایم مراحل رو تا اخر طی کنی؟
از گربه هات نمی ترسی یه موقع جن تو جلدشون بره . یا خودشون جن باشن!!!
واهاهاهاهاهاهااهای مامانمینا
سلام گیلاسی
من چند سال پیش پیش یه روانکارو می رفتم و یه سری کتاب سه تایی برای مدیتیشن بهم معرفی کرده بود که رنگاشون فقط یادم مونده که آبی و قرمز و زرد بودن و هر کدوم یه نوار کاست هم داشتن. من با کتاب اولش مدیتیشن کار کرده بودم و عالی بود ولی متاسفانه بعدش این کتابا رو گم کردم و هر چی گشتم نتونستم پیداشون کنم. تو احیانا همچین کتابایی رو سراغ نداری ؟
لبخند هم جواب میده
قبل خواب با لبخند بخوابید
یعنی من با خوندن ÷ست قبلیتون فرش زمین شدم ازخدنه
دمتون گرم
این کار برای شما ممکنه که یه مزاحم با سبیل کلفت و گردنی به غایت کلفت تر تنگ دلت نمی خوابه که اگر تمام دنیا رو اف کنن تا به سر منزل مقصود نرسه هیچ جوری اف نمی شه. ته تهش حریف بشی میتونی سایلنتش کنی که اونوقت هی ویبره میره و تمام تمرکزت رو از بین میبره .تازه به کام و نوا هم که رسید طفلکی عین یک بچه خرس ناز و معصوم ماتحتش رو میکنه به سمتت و خرناس میکشه .
حالا فکر کن من هر شب چطور میخوابم و صبح چطور از خواب بیدار میشم . ضمن این که یک سال از ازدواجم میگذره و هنوز عادت نکردم در حالی که صدای نفس که نه همون خر و پف کسی رو بشنوم و بتونم بخوابم منی که بارها ساعتی رو که مامانم با سماجت میذاشت رو دیوار اتاقم تا مثلا مدیریت زمان داشته باشم هر شب پا تیپا پرت میکردم از اتاق بیرون حالا باید کنار اقا خرسه بخوابم .
با توجه به این که ما هنوز عقد کرده ایم هر شبی که میرم به دارالعشق (منزل مادر شوهر ) فرداش نرسیده به خونه با لباس میرم تو تخت خواب و تا شب مبخوابم اینقدر که مامانم فکر کرده بود افسردگی گرفتم .حالا موندم دو ماه دیگه که عروسی کنیم هر روز به چه بهانه ی بقچه بندیل کنم برم خونه بابای عزیز دلم بخوابم .
هان؟ اول نوشتی یک سال از ازدواجت میگذره . بعد نوشتی دو ماه به عقدت مونده …. ما که سر در نیاوردیم.
یک سال از مدتی که عقد کردیم میگذره و اردیبهشت جشن عروسی ما هست . ما این طور رسم داریم که اول عقد میکنن بعد یه چند وقتی تو عقدکردگی هستن تا وسایل دختر و خونه پسر اماده بشه .فکر نمیکنم رسم غریبی باشه !!!
اقا خوب اگه دوسش نداری و اینطوری در موردش حرف میزنی چه اصراری به ازدواج هست؟!